نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
به گزارش پایگاه خبری پایش روز، طی یک برنامه ریزی از سوی اصحاب رسانه استان قرار است با خانواده یک سپهبد شهیدی که از کوچه پس کوچه های شهر قم پرورش یافت و بیش از یک قرن از عمر خود برای امنیت ملت و کشورش فدا کرد در حالی که تنها آرزوی او شهادت بود بالاخره در کنار رهبر و مقتدای عزیز خود در اوج به شهادت رسید.
وارد منزل این شهید بزرگوار که می شویم سادگی و فروتنی را حس می کنیم کنار همسر این شهید والا مقام نشسته تا برگی از زندگی پر رمز و راز این سپهبد شهید قمی برای ما آشکار شود با گفت وگو با خانواده و همسر این شهید به عمق ایمان؛ فروتنی این شهید بزرگوار پی می بریم شهیدی که دو آقا زاده از خود به یادگار گذاشته اما با آقا زاده هایی که می شناسیم دنیایی تفاوت دارند.
در کلام همسر بزرگوار این شهید پی می بریم که سپهبد شهید عبدالرحیم موسوی برای ارتقای امنیت کشورش فرصت اندکی با خانواده و فرزندان خود گذرانده است و مهم ترین دغدغه او امنیت مردم و کشورو طبق روایت همسر شهید دغدغه و آرزوی سپهبد شهید موسوی بعد از جنگ ۱۲ روزه کوبیدن سر اسرائیل بود.
باب گفت وگو را با همسر شهید عبدالرحیم موسوی باز می کنم او با اشاره به شروع زندگی با این شهید گفت: از سال ۶۲ که شروع زندگی من با شهید موسوی بود و حاصل آن دو فرزند پسر است مسئولیت های من در کنار همسرداری بیشتر شد چرا که شهید کم تر در خانه بود و بیشترین زمان را در ماموریت ها سپری می کرد در جنگ ۸ ساله دفاع مقدس ماهی یک بار این شهید می آمدند و تربیت فرزندان و خانواده بیشتر بر عهده من بود حتی ایشان در این زمینه دائم می گفتند از این بابت شرمنده ام .
او در ادامه بیان کرد: مسئولیت های این شهید مانند ۸ سال دفاع مقدس بعد از جنگ ۱۲ روزه بیشتر شد و کم تر سعادت داشتم ایشان را ببینم دغدغه بسیاری است و زمانی که به صورت کوتاه با هم صحبت می کردیم آرزو داشت اسراییل نابود شود و به من می گفت « تا اسراییل را نکوبم راحت نمی شوم» قبل از شهادت خدا توفیق داد ساعت های کوتاهی در کنار این شهید باشم حتی از برنامه های این شهید هم اطلاعی نداشتیم حتی از شهادت ایشان خبر نداشتیم او علاقه بسیاری به رهبری داشت و بارها می گفت کاش قبل از این که اتفاقی برای رهبری بیفتد من شهید باشم.
به گفته وی؛ علاقه شهید موسوی به رهبری غیر قابل تصور بود و بالاخره خدا این سعادت را به او ارزانی داد تا در کنار رهبری و با هم به شهادت برسند گویا سپهبد پیش بینی می کردند که مسیری که در آن قدم گذاشته اند آخرش شهادت است وپیوسته به من و فرزندانم تاکید می کردند در راه رهبری قدم برداریم و شکر خدا دو پسرم از اخلاق و منش پدر الگو گرفته اند.
از همسر شهید سپهبد موسوی می پرسم پیام وخواسته شما به مردم به ویژه بانوان چیست ؟ او عنوان کرد: هرگز نباید صحنه ترک کنیم با هم متحد باشیم در همه صحنه ها باید بانوان حضوری پر رنگ داشته باشند تا خبر نابودی اسرائیل منسجم و راه رهبری را ادامه دهیم تا پرچم این انقلاب در دست امام زمان .عج. بیفتد.
پای صحبت پدر گرامی شهید سپهبد موسوی هم می نشینیم در حالی توان آن را نداشت زیاد صحبت کند اما بردباری و استقامت و رضایت از فرزند عزیزش موج می زد در ادامه برادر شهید سپهبد موسوی به بیان خاطراتی از شهید پرداخت شهیدی که در شهر قم پرورش یافت در حالی که لباس ریاست ستاد نیروهای مسلح را بر تن داشت در اوج و با گذشت نیم قرن تلاش برای امنیت این خاک در کنار رهبرش به شهادت رسید و کسی باور نداشت این سپهبد از دل کوچه های شهر خون و قیام قم پرورش یافت.
برادر شهیدش ضمن بیان خاطراتی از این شهید بزرگوار گفت: از سال ۵۸ برادرم وارد ارتش شد. خاطرات زیادی از این قرن مجاهدت ها داشت اما هرگز راضی نبود در قاب کتابی نوشته شود دلی پر رحم داشت و دغدغه مردم داشت در حالی که کمتر در بین خانواده و فرزندانش بود برای امنیت تک تک مردم تلاش کرد.
عبدالرسول موسوی با بیان خاطره ای جالب از زندگی شهید افزود: برادر من علاقه زیادی به فوتبال داشت شاید باور نکنید ایشان فنی ترین فوتبالیست ها بود در حالی که این امکان برایش فراهم بود که در یکی دو تیم مهم و سرشناس پایتخت به اوج برسد اما لباس رزم را انتخاب کرد هرگز پشت میز نشین نبود اما حتی از خانواده و همسر دل کند تا مردمش راحت و در امنیت کامل بخوابند.
وی درپاسخ به سئوال یکی از خبرنگاران مبنی بر این که چرا شهید لباس های مختلف نظامی به تن می کرد اظهارداشت: این امر با اجازه حضرت آقا صورت گرفت و تنها سپهبد موسوی این اجازه را داشت که لباس همه رده های نظامی را برتن کند رهبری به او علاقه زیادی داشتند و این را می توان در دیدارهایی که ایشان به برادرم داشت فهمید.
برادر شهید عبدالرحیم موسوی در پایان انگشتر سبز رنگی که زمانی مورد توجه شبکه های اجتماعی و خبری بود و در دستان رهبرشهید خودنمایی می کرد را نشان داد و گفت: این انگشتر سبز رنگ را که برادرم از رهبری هدیه گرفته بود یک هفته قبل از شهادت به من داد و با اصرار به دست من سپرد .
نکته قابل توجهی که از این دیدار گرفتیم این بود که شهید بزرگوار دو فرزند پسری دارند که اوج فروتینی و سادگی را در یک نگاه در آن ها می توان دید و تفاوت بسیاری با آقا زاده هایی که می شناسیم دارند فرزندانی علاقه ای به سمت دنیایی ندارند و مانند پدر شهادت آرزوی آنها بود نکته جالب دیگری که از زندگی شهید سپهبد موسوی عمیقا ما را تحت تاثیر گذاشت این بود که رئیس نیروهای مسلح کشور ما در اوج نوجوانی هم تحصیل می کرد و هم کار و هر سالی را در مدرسه ای پشت سر گذاشت برایش مدرسه غیر انتفاعی مهم نبود سودای سرنگونی اسرائیل را داشت و بالاخره به دست شقی ترین فرد روزگار در کنار رهبر به آرزویش شهادت رسید.
این مطلب بدون برچسب می باشد.
Δ